فروشگاه

خرید مانتو مشکی حجره آلبا شاپ
مانتو مشکی کد AL43
1400-05-13
خرید کتاب وداع با اسلحه اثر ارنست همینگوی حجره پیک کتاب الف
کتاب وداع با اسلحه اثر ارنست همینگوی
1400-05-13
همه

کتاب الیور تویست اثر چارلز دیکنز

88,000 تومان

خواندن داستان‌هاي كلاسيك ادبيات جهان براي كتاب‌خوان‌ها كمي سخت است. مخصوصا داستان‌هايي كه بارها و بارها درباره‌ي آن‌ها شنيده باشند يا فيلم و تئاتري از آن‌ها ديده باشند. اما متون ادبيات كلاسيك براي علاقه‌مندان به آثار ادبي مانند يك كلاس داستان‌نويسي خواهد بود. چارلز ديکنز يكي از نويسنده‌هاي پركار و شناخته‌شده‌ي ادبيات كلاسيك جهان است كه آثارش بارها در ايران تجدید چاپ شده‌اند.

1 در انبار

توضیحات

الیور تویست: پسربچه‌ای ماندگار در ادبیات جهان

كتاب اليور تويست (Oliver Twist) داستان وضعیت غيرقابل تحمل یتيم‌‌خانه‌هاي انگلستان است. داستانی که از زبان قهرمان داستانِ پرفراز و نشیب دیکنز بیان می‌شود.

اليور قهرمان و پسربچه‌ي یتیمی است که بعد از فروخته شدن از طرف یتیم‌خانه به پیرمرد تابوت‌ساز، تصمیم می‌گیرد از شهر فرار کند و به لندن برود. او در راه با پسر دزدي آشنا مي‌شود كه براي فاگین كار مي‌كند. او يك پيرمرد يهودي است كه بچه‌های یتیم خیابانی را براي جيب‌بري و دزدي تعليم مي‌دهد. اليور درنهايت در يكي از دزدي‌هاي خياباني بي‌گناه دستگير مي‌شود. اما شاكي او مردي مهربان و عاقلي به نام آقای براون‌لا است. او اليور را به‌عنوان فرزندش به خانه مي‌برد و تصميم مي‌گيرد از او نگه‌داري كند. اما از آن‌جايي که بخت قرار نيست با اليور همراه باشد، در خانه به‌سيله‌ي دزدان ربوده مي‌شود و براي يك سرقت بزرگ به كار گرفته مي‌شود. سر دسته‌ي اين دزدان شخص بدجنسي به نام بیل سایکس است. الیور در ماجراي اين سرقت تير مي‌خورد، اما توسط صاحب‌خانه‌اي كه او و هم‌دستانش قصد دزدي از آن‌جا را داشتند، مراقبت و نگه‌داري مي‌شود. اما اين پايان داستان‌هاي اليور نيست و بعد از پيدا شدن سر و كله‌ي مردي كه ادعا مي‌كند برادر او است، داستان تويست وارد مرحله‌ي ديگري مي‌شود.

اقتباس‌های الیورتویست در سینما و تئاتر

فیلم‌نامه‌‌ها و نمایش‌نامه‌های بسیاری با اقتباس از داستان الیورتویست چارلز دیکنز نوشته شده است که بعضی از آن‌ها آثاری موفق و بعضی دیگر به عنوان آثاری سطحی شناخته می‌شوند. اولین اقتباس از کتاب چارلز دیکنز در سال ۱۹۰۷ در قالب فیلمی کوتاه و صامت روی پرده‌‌ی سینما اکران شد.

 در سال ۱۹۲۲ «فرانک لوید» فیلمی سینمایی با همین نام و بازی«جکی کوگن» در نقش اصلی ساخت. «دیوید لین» کارگردان مطرح بریتانیایی در سال ۱۹۴۸ اقتباسی موفق از الیور تویست را کارگردانی کرد. این فیلم نامزد جایزه‌ی بهترین فیلم در جشنواره‌ی معتبر بفتا شد اما جایزه به فیلم «بُتِ سقوط کرده» رسید.

تا به امروز بهترین اقتباس سینمایی این کتاب، اثر کارگردان مطرح لهستانی «رومن پولانسکی» است. در سال ۲۰۰۵ «پولانسکی» فیلم الیور تویست (Oliver Twist) را با بازی «بارنی کلارک» و «بن کینگزلی» کارگردانی کرد و تحسین منتقدان نیویورک تایمز، ورایتی و لس‌آنجلس تایمز را برانگیخت.

دو سال قبل در ایران تئاتری موزيكال به كارگرداني «حسين پارسايي» با برداشتی از الیور تویست اثر دیکنز و با بازی بازیگرانی مثل «مهناز افشار»، «آتیلا پسیانی»، «سعید چنگیزیان» و «هوتن شکیبا» به روي صحنه رفت.

چارلز دیکنز؛ راوی کلاسیک واقعیت

چارلز دیکنز با نام اصلي چارلز جان هوفام دیکنز در ۷ فوریه ۱۸۱۲ در لندپورت به دنیا آمد. او دومین پسر «جان دیکنز»، کارمند اداري نیروی دریایی بود. پدر چارلز اهل خوش‌گذراني و قمار بود و پايش به زندان باز شد. به همین دلیل مادرش، دیکنزِ دوزاده ساله را برای تامین خرج خانه به کارخانه‌ي واکس‌سازی فرستاد. ديكنز تا آزادی پدرش از زندان مجبور به کار در اين كارخانه بود تا اين‌كه سرانجام بعد از بازگشت پدر به خانه، او توانست دوباره به مدرسه برگردد و تحصيلاتش را ادامه دهد. چارلز ديكنز بعد از پايان دوره‌ي مدرسه در دفتر يك وكيل مشغول به كار شد. در همين سال‌ها بود كه به نويسندگي علاقه‌مند شد و براي اين كه بتواند در این راه كاري انجام دهد، به دفتر روزنامه‌ي شهر رفت و تقاضاي كار داد. او بعد از مدتي در دفتر روزنامه مشغول شد.

ديكنز در همان روزها استعداد خود در خلاصه‌نويسي را به صاحبان روزنامه نشان داد و در مارس ۱۸۳۲ و در سن بيست سالگي خبرنگار امور عمومی و پارلمانی روزنامه شد. ديكنز در هفده سالگي عاشق دختري به نام «ماریا بیدنل» شد. اما پدر و مادر «ماریا» او را از طبقه‌ي اجتماعی خود نمي‌دانستند و ماننع ازدواج آن دو شدند. ديكنز يك بار ديگر در ميان‌سالي حس عاشق‌پيشگي را تجربه كرد كه باز هم در رسيدن به آن ناكام ماند. او اين تجربه‌هايش را بعدها در شخصيت «دیوید کاپرفیلد» و عشق‌اش به دختری به نام «دورا» منعكس كرد.

در سال ۱۸۳۳ اولین کتاب داستاني ديكنز چاپ شد. البته متن‌هاي ابتدايي ديكنز بيش‌تر حال و هواي طرح‌واره داشتند و به سختي می‌توان آن‌ها را يك داستان كامل به حساب آورد. چارلز ديكنز بالاخره در اوایل سال ۱۸۳۶ به يكي از عشق‌هايش در زندگي رسيد و با «کاترین هوگارت» ازدواج کرد. او در همان سال براي داستان دنباله‌داري که بعدها «نامه‌های پیکویک» نام گرفت، قرارداد بست. زندگي روي خوشش را به آقاي نويسنده نشان داده بود و ديكنز در اين سال‌ها سردبير يك مجله‌ي رسمي در لندن شد و نامش به‌عنوان نويسنده در محفل‌هاي كوچك ادبي شنيده مي‌شد.

با حضور در محافل ادبی، نویسندگی برای دیکنز جدی‌تر شد و طرح اوليه‌ي داستان «ساعت آقای همفری» را نوشت و بعدها از همين طرح استفاده كرد و داستان بلند «دکان عتیقه چی» را چاپ كرد.

او در سال ۱۸۴۲ راهي آمريكا شد. در اين سال‌هاي ديكنز نويسنده‌ي شناخته شده‌اي بود و طرفدارانش در آمريكا استقبال گرمي از او كردند. حاصل اين سفر براي ديكنز «یادداشت‌هایی از آمریکا»  بود كه خاطرات شیرین و تلخ اين سفر را در آن منعكس كرد.

در سفر به ايتاليا بود كه ايده‌ي «بانگ ناقوس‌ها» به ذهنش رسيد. ديكنز «دامبی و پسر» را در پاریس و لوزان نوشت و بعد از نگارش رمان معروف «دیوید کاپرفیلد»، مجله‌ي خودش به نام «هاوسهولد وردز» را راه‌اندازی کرد.

 «سرود کریسمس»، «دوران سختی»، «زندگی و ماجراجویی‌های مارتین چوزلویت»، «دیوید کاپرفیلد»، «خانه غمزده»، «دوران مشقت»، «آرزوهاي بزرگ»، «داستان‌هاي دو شهر» و «دوست مشترك‌مان» فقط تعداد اندكي از كتاب‌هاي چارلز ديكنز است.

 در روزهايي كه ديكنز سرگرم نوشتن «آرزوهاي بزرگ» بود با قطار تصادف كرد. او به توصيه‌ي پزشكان براي گذراندن دوران استراحت چندان اعتنا نكرد و رفته رفته دچار فلج جزيي شد. سرانجام ديكنز در سن پنجاه‌وهشت سالگي به‌طور ناگهانی بر اثر سکته‌ي قلبی درگذشت.

در بخش‌هایی از داستان الیور تویست می‌خوانیم

الیور تا مدتی کنار جوی آب افتاده بود. وقتی سپیده زد، هوا سردتر شد و مه همه ‌جا را گرفت. از بخت بد، باران شروع به باریدن کرد، اما الیور با این که خیس شده بود، چیزی را احساس نمی‌کرد. سرانجام به هوش آمد و از درد فریاد کشید. شالی که به دور دستش پیچیده بود، غرق خون بود. نایی نداشت تا بلند شود و بنشیند. درحالی‌که از سرما و خستگی می‌لرزید، یکی – دو بار سعی کرد بلند شود. حس می‌کرد که اگر آن‌جا بماند می‌میرد. عاقبت افتان و خیزان خود را به جاده رساند. باران تند، او را هشیار کرد و خانه‌ای را در آن نزدیکی دید. وقتی با بی‌حالی به سوی خانه رفت، آن را شناخت. همان خانه‌ای بود که شب قبل برای دزدی به آن‌جا رفته بودند. خواست فرار کند، اما توان نداشت. تازه، به کجا می‌توانست برود؟

توضیحات تکمیلی
تامین کننده

دسته بندی محصول

نویسنده

مترجم

ناشر

سبد خرید
  • No products in the cart.