فروشگاه

کتاب جنگل نروژی | اثر هاروکی موراکامی
1399-10-01
کتاب ملکه سرزمین کهن | اثر معصومه پاکروان
1399-10-01
همه

کتاب انسان در جستجوی معنا | اثر ویکتور فرانکل

40,000 تومان 32,000 تومان

چند سال پیش یک نظرخواهی عمومی در فرانسه صورت گرفت و نتیجه نشان داد ۸۹% از شرکت‌کنندگان معتقدند انسان «چیزی» لازم دارد که بخاطر آن زندگی کند و ۶۱% درصد تاکید کردند کسی یا چیزی در زندگی آن‌ها هست که حاضرند به خاطرش بمیرند. دکتر ویکتور فرانکل بعد از مشاهده‌ی این نتیجه، نظرخواهی مشابهی را در دفترش و میان مراجعانش انجام داد و دوباره به همان نتایج دست یافت. کتاب انسان در جست‌وجوی معنی، داستان زندگی دکتر ویکتور فرانکل برای پیداکردن این معنا در زندگی بود.

1 در انبار

توضیحات

درباره کتاب انسان در جست‌وجوی معنی

کتاب انسان در جست‌وجوی معنی (Man’s Search for Ultimate Meaning) در سال ۱۹۴۶ برای اولین بار منتشر شد. این کتاب یکی از بهترین نمونه‌های ادبی در ادبیات روانشناسانه است و روایت زندگی و نجات یافتن دکتر ویکتور فرانکل در اردوگاه کار اجباری رژیم نازی را شرح می‌دهد. فرانکل در این کتاب ابتدا خاطراتش از آشویتس را بازگو می‌کند و سپس تلاش‌ها و راهکارهایش برای زنده ماندن را توضیح می‌دهد.

ویکتور فرانکل در مدت زمانی که در نیروگاه آشویتس زندانی بود، پدر، مادر، همسر و برادرش را از دست داد بنابراین به گفته خودش «درد از دست دادن» را می‌فهمد. او در  کتاب انسان در جست‌وجوی معنی سعی می‌کند تا با بیان دردهایش به خواننده بفهماند که چطور می‌توان زیر بار این حجم از رنج زنده ماند.

مروری بربخش‌های کتاب انسان در جست و جوی معنی

کتاب انسان در جست‌وجوی معنی در دو بخش نوشته شده است، بخش اول شامل خاطرات فرانکل از اردوگاه کار اجباری آشویتس است و بخش دوم آن مکتب تخصصی دکتر فرانکل یعنی لوگوتراپی یا معنادرمانی را توضیح می‌دهد. دکتر فرانکل در بخش دوم می‌گوید:«من تردید دارم که پزشکی بتواند پاسخی به این پرسش بدهد که معنای زندگی هر فردی چیست؟ زیرا معنای زندگی از فرد به فرد، روز به روز، ساعت به ساعت در تغییر است. از این رو، آن‌چه مهم است معنای زندگی به طور اعم نیست، بلکه هر فرد می‌باید معنی و هدف زندگی خود را در لحظات مختلف دریابد. هیچ معنای انتزاعی که انسان عمری را صرف یافتنش نماید وجود ندارد، بلکه هر یک از ما دارای وظیفه و رسالتی ویژه در زندگی است که می‌بایست به آن تحقق بخشد.»

دکتر ویکتور فرانکل دو نکته‌ی خیلی مهم را در کتاب انسان در جست‌وجوی معنی بیان می‌کند. ابتدا این‌که انسان باید تلاش کند تا در هر کار سختی که مقابلش قرار می‌گیرد، معنایی بیاید. آن معنا می‌تواند هر چیزی باشد، عشق به یک معشوق، عشق به کار کردن، عشق به خدمت و یا هرچیز دیگری که به شما امید می‌دهد. این معنی برای دکتر فرانکل، فکر نوشتن کتاب «انسان در جست‌وجوی معنای غایی» و سخنرانی‌ کردن در دانشگاه بود. فرانکل می‌گوید:« هر انسانی باید یک دلیل برای زنده ماندن داشته باشد.»

دومین موضوعی که فرانکل در کتاب انسان در جست‌و جوی معنی بیان می‌کند، داشتن قدرت انتخاب است. دکتر فرانکل می‌گوید:«میان اتفاق و واکنش یک فضای خالی وجود دارد، در آن فضا قدرت ما برای انتخاب واکنش صحیح نهفته است. مهم نیست چه اتفاقی می‌افتد یا در چه موقعیتی قرار دارید، شما همیشه می‌توانید انتخاب کنید.» او توضیح می‌دهد که در اولین روزی که وارد اردوگاه آشویتس شد به خود قول داد یا به زبان دیگر انتخاب کرد که هرگز به سیم‌های خاردار اردوگاه دست نزند. این سیم‌ها دارای جریان برق بودند و آسان‌ترین راه برای مراحل خودکشی زندانیان محسوب می‌شدند. ویکتور فرانکل می‌گوید:«هرچیزی ممکن است از انسان گرفته شود، به جز آزادی. شما همیشه می‌توانید راه خود را انتخاب کنید. حتی زمانی که احساس می‌کنید دیگر نمی‌توانید چیزی را تغییر بدهید، می‌توانید خودتان را تغییر دهید.»

درباره ویکتور فرانکل؛ روان‌درمانگر و لوگوتراپیست

ویکتور فرانکل استاد عصب شناسی و روان‌پزشکی دانشگاه وین است. او که از نجات‌یافتگان واقعه‌ی هولوکاست است، از آغاز کارش در دانشگاه به دنبال تعریف انسان از معنای زندگی و حیات بوده است. او معتقد است که انسان‌ها باید تحت هر شرایطی برای زندگی‌شان معنایی وجود داشته باشد، حتی اگر در بدترین وضعیت قابل تصور و آخرین لحظه‌های حیات باشند. ویکتور فرانکل در معنا درمانی، هسته‌ی مرکزی اگزیستانسیالیسم را مورد بررسی قرار داده است و در برابر این پدیده می‌گوید:« اگر زندگی کردن رنج بردن است، پس برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت.»

ویکتور فرانکل را می‌توان پدیدآورنده‌ی لوگوتراپی (معنادرمانی) دانست. لوگرتراپی یا معنادرمانی را یافتن ریشه‌های معنای زندگی هر فردی، به شکل انگاره‌ای استوار از معنا و مسئولیت می‌دانند. الگویی که معنا و مسئولیت و رسالت فرد در زندگی با آن مشخص می‌شود. فرانکل بعد از مدتی مخالف سر سرسخت روان‌درمانی شد به همین دلیل تحقیقاتش را درباره‌ی معنادرمانی بیشتر کرد. او معتقد بود:«رفتار درمان‌گران باعث می‌شود آدم‌ها مانند حیوانات و به صورت ماشین فیزیولوژیک تحلیل می‌کند، اما در لوگوتراپی به بُعد معنوی انسان‌ها اهمیت داده می‌شود.»

فرانکل  تاکنون بیش از سی عنوان کتاب درباره معناگرایی و معنا درمانی نوشته است، اما متاسفانه فقط هشت‌ کتاب از فرانکل از آلمانی  به زبان انگلیسی برگرداننده شده‌اند. او در سال ۱۹۵۹ کتاب انسان در جست‌وجوی معنی را نوشت، این کتاب روایت تجربه‌ی او از دوران کارش در اردوگاه کار اجباری آلمان نازی است. او در این کتاب توضیح می‌دهد که چگونه در چنین شرایطی، اهمیت معنای زندگی در سخت‌ترین شرایط را درک کرد.

ویکتور فرانکل در سال ۱۹۲۱ با زیگموند فروید، فیلسوف مشهور اتریشی دیدار کرد و برای مدتی شاگرد او بود، اما بعد از گذشت چند سال‌ نظریاتش از نظریه فروید فاصله گرفت. ویکتور فرانکل در دوم سپتامبر ۱۹۹۷ در شهر وین اتریش درگذشت.

در بخشی از کتاب انسان در جست و جوی معنی می‌خوانیم

مراحل خودکشی تقریبا از ذهن همه‌ی ما گذشته بود؛ همه‌ی ما این اندیشه را ولو برای مدت کوتاه تجربه کرده بودیم. اندیشه‌ای که زاییده وضع موجود بود، خطر مرگ که همواره تهدیدمان می‌کرد و نزدیک بودن مرگ کسانی کخ زیر شکنجه بودند، به علت عقیده‌ی استوارم که بعدا به ذکر آن خواهم پرداخت، نخستین شب ورودم به اوردوگاه با خود پیمان بستم که «به سیم خاردار نزنم.» این عبارتی بود که در اردوگاه به کار می‌رفت و بهترین شیوه‌ی خودکشی بود که با دست زدن به سیم خاردار برق‌دار انجام گرفت. گرفتن چنین تصمیمی برای من خالی از اشمال نبود. از آنجا، که شانس زنده ماندن و یا رویدادهایی که موجب رهایی می‌شد کم بود، خودکشی دیگر معنایی نداشت. هیچ‌کس اطمینان نداشت جز کسانی باشد که از همه‌ی گزینش‌ها جان سالم به در در برد. زندانیان آشویتش در نخستین مرحله ضربه‌ی روحی از مرگ وحشت نداشتند. حتی اتاق گاز پس از چند روز نخست، ابهت خود را از دست می‌داد.

به بیشتر زندانیان لباس‌های ژنده‌ای داده بودند، که مترسک از آن خوش‌آیندتر بود. در فاصله‌ی کلبه‌ها در اردوگاه جز کسافت چیزی به چشم نمی‌خورد، و هرچه بیشتر تمیز می‌کردیم، بیشتر بر سر راهمان ریخته می‌شد. افسران و زندانیان مسئول، خوش داشتند که تازه واردان را به کار گروهی تمیز کردن آبریزگاه‌ها و بیرون ریختن مدفوع بگمارند اگر همان‌طور که معمولا روی می‌داد، به هنگام حمل مدفوع به روی تپه‌ها، مدفوع‌ها به سر و روی زندانیان می‌ریخت و نشانی از تنفر در چهره‌اش دیده می‌شد یا سعی می‌کرد آن را پاک کند، ضربات کاپو بود که بر پیکرش فرود می‌آمد. از این رو کشتن واکنش‌های به هنجار تسریع می‌شد.

اطلاعات بیشتر
نویسنده

مترجم

ناشر

تامین کننده

دسته بندی محصول

,

سبد خرید
  • No products in the cart.